سيد محمد كمره اى
83
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )
انگليسىها تهيه جنگ را كاملا در ميدان ايران تهيه ديده و عنقريب صفحات غرب تا برود به سيستان و كرمان ميدان جنگ خواهد بود . بعد دو رساله صلاح امروزه يكى به ارباب كيخسرو و يكى به دكتر على خان فروخته ، دو نيم از شب بيرون آمده به خانه آمدم . شام آبگوشت خورده قدرى مشغول تحرير و خوابيدم . [ خاطرات ماه جمادى الثانى / 1336 اسفند 1296 ] حمامهاى خلوت و بىمشترى چهارشنبه غره جمادى الثانى « 1 » . - مقارن اذان بيدار و حمام رفته با مهدى و محمد حمامى كه مشغول كيسه بود مشغول صحبت ، اما چه صحبت كه آتشم مىزد . اين حمام روزى چهارده هزار [ 14 ريال ] مخارج سوخت و تونتاب و كرايه دارد . يك تومان دو جوال سوخت ، چهار هزار اجرت تونتاب و كرايه غير از لنگ و چراغ و غيره . منجمله ديروز را گفت سه هزار دخل ما بوده . من هم كه امروز از اذان صبح تا دو از آفتاب گذشته ، [ آنجا ] بودم شش نفر آدم آمد ؛ چهار نفر نسيه و دو نفر هم يكى سيصد دينار [ پرداخت ] و يكى چاقوى خودش را گرو گذاشت . [ اعضاى خانواده ] اين استاد محمد هشت نفر جمعيتند و به واسطه خرج خودش و حمام هرچه داشته فروخته ، ديروز يك ديگ باقى داشتند ، گفت سه چارك و دو سير بود ؛ از قرار يك من هشت هزار ، سمسار بازارچه قوام الدوله خريده بود و دو سير او را هم نداده ، به شش قران خريد . اين استاد محمد عيالات و خودش هم از دمپخت بازار خود را نيمه سير نمىتوانند نگاه بدارند . آه از هرجومرج در اواخر بيرون آمدن دو نفر جوانك فكلى با حالت شوخ و شنگى به حمام آمده مشغول صحبت با خودشان كه ديشب در فلانجا با فلان فاحشه چه كردم ؛ چه ، چه ، چه . چنان مبهوت لذايذ و كيف صحبتها بودند كه ملتفت آدم بيگانه نبودند و قمار خود را قبل از جندهبازى هم مفصلا نقل كردند و ده تومان فقط براى مشروبات خود و خانمش نقل مىكرد . بعد بههم مىگفتند كه ديشب تا
--> ( 1 ) . دفتر سيزدهم . تاريخچه از پنجشنبه غره جمادى الثانى ئيلان ئيل لغايت چهارشنبه 21 جمادى الثانى يونت ئيل 1336 قريب غره رجب .